|
پنج شنبه 17 اسفند 1391برچسب:, :: 17:21 :: نويسنده : Helia
اگه به تو نمی گفتم حرفامو
اگه نمی گفتم چقدر دوست دارم الان بودی شاید اگه نمی فهمیدی اینو که تو رو زیادی از حد دوست دارم الان بودی مثل یه سایه همرات اومدم مطمئن شم که تو آرامشی نمی دونستم خستت می کنم یه روز تو رو اگه کمتر می دیدمت اگه می ذاشتم دلتنگم بشی این جا بودی کنارم هنوز بدون تو شبها،پر از غم و سرماست آره بدون تو تهه راهمه تهه دنیاست بدون تو شبها پر از غم و آهه اگه تنها بری،می بینی آخرش اشتباهه آره این گناهه نگرانت می شدم نمی دیدمت حتی چند ساعت
به بودن تو دلم عاشقونه کرده بود عادت ولی فایده نداشت اون همه تلاش تو رسیده بودی به آخراش از خدا می خوام روزات بگذره خوشحال و راحت از ته دلم زندگی رو با عشق می خوام واست باز خیسه چشمام ولی نمی خوام دل تو بسوزه دیگه برام بدون تو شبها،پر از غم و سرماست آره بدون تو تهه راهمه تهه دنیاست بدون تو شبها پر از غم و آهه اگه تنها بری،می بینی آخرش اشتباهه آره این گناهه خوشحال و راحت عشق می خوام واست خوشحال و راحت عشق می خوام واست خوشحال و راحت عشق می خوام واست نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |